پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی و اموزش کودکان استثنایی با موضوع بررسی رابطه اختلالات رفتاری کودکان با بهداشت روانی والدین

<span itemprop="name">پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی و اموزش کودکان استثنایی با موضوع بررسی رابطه اختلالات رفتاری کودکان با بهداشت روانی والدین</span>

دسته بندی: -

نوع فایل:

قیمت: 11500 تومان

قابلیت ویرایش: ندارد

تعداد نمایش: 400 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۳۰ آبان ۱۳۹۶

به روز رسانی در: ۳۰ آبان ۱۳۹۶

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

11500 تومان – خرید

پایان نامه ورد کارشناسی ارشد M.A روانشناسی و اموزش کودکان استثنایی با عنوان بررسی رابطه اختلالات رفتاری کودکان با بهداشت روانی والدین

گروه روانشناسی ، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی

مقدمه
بی شک خانواده، نخستین و مهمترین آموزشگاه و پرورشگاه انسان به شمار می آید و یکی از نهادهای اصلی و مقدس هرجامعه است. این خانواده است که فرایند شدن انسان را از قوه به فعل فراهم می کند و تسهیل می سازد و پس از یک زمینه مناسب وراثتی، مهمترین و ضروری ترین نیاز برای رشد یک انسان محسوب می شود و از این نظر خانواده، حیاتی ترین نقش را به عهده دارد. حساس ترین ایام زندگی یک فرد در خانه، در خانواده و در دامن مادر سپری می شود. از این رو قابل تعجب نیست که ریشه اکثر مشکلات رفتاری و ناهنجاریهای عاطفی، اجتماعی و روانی را باید در خانواده جستجو کرد. فرار نوجوانان از خانه، پرخاشگری، بی اختیاری در نگهداری ادرار، ناخن جویدن، اعتیاد، بزهکاری، اضطراب و نظایر آن جلوه هایی از عدم آموزش و عدم برقراری رابطه درست با کودکان و نوجوانان است (به پژوه، ۱۳۸۳).
مطالعات گوناگون نشان داده اند مشکلات بهداشت روانی در کودکان و نوجوانان بیش از سایر اقشار جامعه مشاهده می شود. افسردگی، اضطراب، خودکشی، بزهکاری، مصرف مواد مخدر، شکست تحصیلی و ترک تحصیل از جمله مشکلاتی به شمار می آیند که در دوران کودکی و نوجوانی مشاهده می شود که ناشی از عوامل متعددی چون ژنتیک، اختلال های خانوادگی، تبعیض های اجتماعی، برخوردهای نامناسب افراد خانواده، مدرسه، اجتماع و مجموعه ای از عوامل (خدایاری فرد، ۱۳۸۲).
کودک کافی است که عادی به دنیا بیاید و خانواده و محیطی مناسب در اختیارش باشد تا ببالد و رشد کند و به جایگاه ارزشمند خود برسد. اما زندگی خانوادگی، محیط اجتماعی، بهداشتی، آموزشی و فرهنگی بسیاری از مردم جهان چنان است که دستیابی به چنین مقصودی را دشوار و گاهی امکان ناپذیر می سازد. ما غالباً فرزندان خود را به دلیل خطاها و اختلال ها محکوم می کنیم، یا آنها را به باد ناسزا و تنبیه می گیریم و فراموش می کنیم به جای آن باید خطاها و ندانم کاریهای خودمان را دلیل بروز مشکلات آنها بدانیم (کاکاوند، ۱۳۸۵).
شامل۱۳۰صفحه

پاسخ دهید