دانلود پایان نامه ادبی ورد

<span itemprop="name">دانلود پایان نامه ادبی ورد</span>

دسته بندی: -

نوع فایل: -

قیمت: 3800 تومان

تعداد صفحات: 210

پسوند فایل: doc

قابلیت ویرایش: دارد

فرمت فایل: ورد

تعداد نمایش: 40 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: ۱۶ مرداد ۱۳۹۷

به روز رسانی در: ۱۶ مرداد ۱۳۹۷

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

3800 تومان – خرید

 

 

 

تصاوير ماگريت اشياء و عناصر را در عين معمولي بودن آنها نشان مي‎دهند. خيلي ساده مي‎توانيم ادعا كنيم كه اين اشياء صرفاً واژه من نقاش هستند، در واقع اما، اين نام‎ها كمتر از ترتيب قرار گرفتن اشياء و كمتر از استنباط فهم از آنها ‎- گوياست. ماگريت خود روش‎هاي خويش را به اين ترتيب برشمرده است. «قرار دادن اشياء در جاهاي غيرعادي، آفريدن اشياء تازه، تغييرشكل اشياء آشنا، عوض كرده ماده‎ي اشياء، به كار بردن كلمه و تصوير با هم ‎

اين روش‎ها در هر حال، چيزي جز طريقه‎هاي ترسيم يك تصوير نيستند جوانه زدن و ظهور آن را توضيح نمي‎دهند. ماگريت در رابطه با اين موضوع تنها از ما الهام يكي ديگر از كليدهاي كليدي ماگريت صحبت كرده است.

او مي‎گويد:

«الهام واقعه‎اي است كه شباهت معلول آن است، انديشه زماني كه الهام شبيه مي‎شود» الهام كه منشأ پيدايش شباهت است. به اين ترتيب منشأ انديشه است. از طرف ديگر اگر انديشه‎اي ماگريت فرآيند توليد يك چيز مرئي‎تر، در حين شبيه شدن به آن را توضيح مي‎دهد نيست. پس چيست؟ تصوير محصول (عمل) انديشه است. نوئل (۱۳۶۲) صص ۱۹-۲۲

در نقاشي مگريت، انديشه ‎- بيشتر از منظره‌‎- در معرض خطر است. انديشه‎اي كه ما معمولاً آن را به گفته شده و شنيده شده ارتباط مي‎دهيم. انديشه‎اي كه در اينجا، كمرويي شديدي براي عيان كردن خود دارد و مي‎خواهد همچنان خاموش بماند. هيچ چيزي مخفي‎تر از ديده شدني نيست، و شايد بتوان گفت كه هيچ ماسكي بهتر از آشكاري نيست و اما سكوت، چه كسي به آن گوش مي‎دهد؟ و تازه، چه سكوتي است كه در كار مگريت، به وسيله‎ي آدم‎هايي كه پشت به ما دارند، سر ندارند، و يا صورتشان را پوشانده‎اند، بانگ زده مي‎شود؟ آدمهايي كه پشت به ما دارند تنها هستند، آنها هم با هم ان چيزي روبه‎رو هستند كه ما: توهم تصوير. اما آنها امكان در برگرداندن از آن را ندارند. و پرداختن، بي‎توهم، به توهم مستمندان سكوت است و سكوت تنهايي را نشان مي‎دهد.

مگريت يك شيء را طوري قرنطينه مي‎كند كه خود خودش باشد و در عين حال كاملاً از خودش دور شده باشد. او شيء را به جهاني وار مي‎كند كه در آن اشياء براي خود چشم دارند. در چنين دنيايي كه نه فايده گرامي است و نه انسان گرامي اشياء دست از مبارزه كشيده‎اند و چيزي بيان نمي‎كنند كه بشود آن را به نقطه رجوعشان محدود كرد. همان، ص ۸-۱۰

هاگريت مي‎نويسد:

انديشه با تبديل شدن به آنچه از جهان بيرون كسب مي‎كند و با احياء مجدد آن، به راز و رمز شبيه مي‎شود.

پاسخ دهید