نقش‌هاي نمادين در آثار و اشياء ايران پيش از هخامنشيان

<span>نقش‌هاي نمادين در آثار و اشياء ايران پيش از هخامنشيان</span>

دسته بندی:

نوع فایل:

قیمت: 1600 تومان

قابلیت ویرایش: ندارد

تعداد نمایش: 506 نمایش

ارسال توسط:

تاریخ ارسال: 7 ژانویه 2018

به روز رسانی در: 7 ژانویه 2018

امتیاز: 0/5 - بدون رای

کد محصول: KFP-48990-D

خرید این محصول:

پس از پرداخت لینک دانلود برای شما نمایش داده می شود.

1600 تومان – خرید

انسان عهد باستان انساني نمادگر است و براي بيان درك و دريافت خود از جهان بيشتر از نماد مدد مي‌گيرد تا نشانه. نشانه‌ها پيكره‌ي زبان را تشكيل مي‌دهند و نظام‌مندند. اما نمادها هيچ نظمي را بر نمي‌تاباند. نماد در بردارنده‌ي چيزي در وراي معنا و مفهوم آشكار واژه ‌است و درك دقيق آن دشوار و گاه ناممكن است. نمادها ديالكتيك(۴۷) گونه‌اند و همواره در جريان زندگي انسان جاري. خط(۴۸) يكي از نخستين نمادهايي است كه انسان در آغاز تمدن به آن دست يافت و جنبه‌ي نمادگرايانه بخشيد. افكار انسان عهدباستان از نمادپردازي بهره‌ي بسياري برده و از راه آن آفرينش جهان و پيدايش انسان را تبيين و توجيه كرده است. نماد در هنر اقوام شرقي بيش از هر چيز در معماري نمود پيدا مي‌كند. «براي انسان عهد باستان پي افكندن و شالوده ريختن، بنياد نهادن و ساختن و بنا كردن و آفريدن معنايي آييني و قدسي داشت .» و اين آفريدن را با آهنگ آفرينش هماهنگ مي‌ديد و در حيات و مماتش رد پاي مينويت و فراسويي را احساس مي‌كرد. قبل از پرداختن به نقوش نمادين در آثار و ابنيه ايران پيش از هخامنشي ضرورت دارد اندكي در معنا و مفهوم نماد و نمادگرايي درنگ كنيم و آنگاه به ترتيب زماني موضوع را پي بگيريم.

نماد و نمادگرايي
معماري يك آفرينش هنري است كه ممكن است كاركردهاي كاربردي، زيباشناسانه و يا كاركردهاي اجتماعي و فرهنگي داشته باشد. در اين صورت جنبه‌ي آييني و نماد پردازانه به خود مي‌گيرد. در معماري و نيز آثار هنري كه جنبه‌ي تزييني آنها قوي است، نمادپردازي و مفهوم‌گرايي به حوزه‌ي نفوذ فرهنگي و تاريخي، وسعت و ژرفاي بيشتري مي‌بخشد و ارزش‌هاي مردمان يك سرزمين را ماندگار مي‌كند. مفاهيم در هنر در يك نگاه گذرا به سه گونه تقسيم مي‌شوند: مفاهيم ساده، مفاهيم قراردادي، مفاهيم ضمني و نمادين. «نمادپردازي در هنرهاي تجسمي و از جمله معماري ايراني به شكلي استوار ديده مي‌شود .» براي به دست دادن تصويري از معماري هخامنشي كه جلوه‌گاه آن تمدن كهن محسوب مي‌شود، نگاهي علمي به نمادها منطقي به نظر مي‌رسد و بررسي موضوع ضرورت دارد. بديهي است معماري در كنش متقابل با ساير هنرها نمود مي‌يابد كه پرداختن به آنها ضرورتي ندارد، بنابراين بحث را با نمادگرايي در معماري دنبال مي‌كنيم.
زبان به مثابه‌ي نظامي از نشانه‌هاست(۴۹) كه به دو شكل صورت و معنا(۵۰) ظاهر مي‌شود و از راه آن مناسبات فردي و اجتماعي ميسر مي‌گردد. نشانه‌هاي زباني در فرهنگ واژگان معنايي روشن و صريح دارند.
مضامين فرهنگي علاوه بر نشانه‌ها از نمادها، شمايل‌ها، نمايه‌ها و نمون‌ها(۵۱) براي انتقال معنا مدد مي‌گيرند. «نشان در زبان، كلمه، و در سيستم‌هاي ارتباطي ديگر چيزي است كه بر چيز ديگري دلالت مي‌كند، يعني به جاي آن به كار مي‌رود.» براي نمونه كلمه‌ي ميز نشانه‌اي است كه بر يكي از وسايل زندگي دلالت مي‌كند. نماد تنها به دلالت معنايي ختم نمي‌شود، بلكه به چيزي بيش از معناي آشكار مي‌پردازد. نماد استدلال‌هاي زباني را بر نمي‌تابد و فراتر از ساختار است. زبان سامانه‌اي از نشانه‌هاست و نماد گستره‌اي از رمزگان، معناي نماد ضمني است نه صريح و معني ضمني(۵۲) (معنايي را رساندن، دلالت بر معنايي داشتن) هم به تداعي‌هاي فرهنگي واژگان در يك بافت بر مي‌گردد نه به قاموس واژگان. «رمزگان فرهنگي چارچوبي براي معاني ضمني فراهم مي‌كنند زيرا معاني ضمني حول تقابل‌ها و تشابه‌هاي بنيادين شكل مي‌گيرند. «انسان براي انتقال ادراك و حالات خويش از گفتار، نوشتار و حتي حالت چهره كمك مي‌گيرد و نماد مي‌آفريند تا مرزهاي قرارداد و اجبار را در نوردد و تضادهاي طبيعت و تنش‌هاي حيات خويش را بازگو نمايد. نماد از «ناخودآگاه» انسان نشأت مي‌گيرد و خارج از محدوده‌ي استدلال و عقل است و در ساحت ديگر جولان مي‌دهد. و در جست جوي فهم آغازين و نهايي است. «نماد شامل چيزي گنگ، ناشناخته يا پنهان از ماست. » و نمادگرايي(۵۳) در اين ساحت پنهان آدمي جولان مي‌دهد. نماد تفكري عاري از گفتار است براي دست‌يابي به وراي ابهامات و پوشيدگي‌ها و بيان مفاهيمي متعالي (فراباشي). «در نمادگرايي، عين و ذهن(۵۴) داراي همگوني و پويايي از پيش انگاشته‌اي» هستند و برخلاف نشانه «ذهن و عين نسبت به هم بيگانه‌اند.» نمادها بيشتر مفاهيم عميق بشري را بازتاب مي‌دهند و در آنها مضامين و معاني گوناگوني از «آرزوها و بيم‌هاي ساده‌ي روزانه گرفته تا عميق‌ترين آمال فلسفي و ديني را» مي‌توان يافت. نشانه‌ها معني فراتر از چارچوب قرارداد ندارند ولي نمادها نه تنها قراردادي و ضابطه‌مند نيستند، بلكه فراتر از چيزي‌اند كه بيان مي‌كنند. بازشناسي اين دو (نشانه و نماد) در درك هنر مفيد و مهم است. «نشانه داراي كيفيتي حقيقي است و نماد.‌.. نشانه‌ها را با مفاهيم ضمني يا تلويحي در هم مي‌آميزد .» براي مثال كلمه‌ي «كبوتر» بر موجود ريز نقشي كه مي‌تواند پرواز كند دلالت دارد. اما تصوير اين پرنده در آثار هنري نماد پرواز و پر گشودن به فراسوي كالبد و سير در جهان مينوي است. پس كبوتر نماد رهايش است.

0/5 ( 0 نظر )

پاسخ دهید